سيد محمد كمره اى
110
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
را بياورد كه به نظر آقاى رئيس الوزرا ، هم برسانم . بعد دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته كاغذى به دبير براى توصيه شراب و بليط دمپخت و آقا ميرزا عبد الشكور و آقا ميرزا حسن كرمانشاهى نوشته به آقا ميرزا عباسقلى خان زحمت بردنش را دادم . بعد خانه آمده ناهار آبگوشت و قدرى والكپلو كه ننه اسماعيل براى اسماعيل پخته و احمد برده بود خورده ، پيتهاى نفط را رنگ نموده چايى خورده بيرون آمدم . احمد را هم گفتم كه برود وزارت فوائد عامه بليطها را گرفته بياورد منزل آقا ميرزا ابو القاسم اخوى آقا تقى . دكتر همسايه آمد ، قدرى نشست . يك كاغذ از من به عنوان اعلم السلطنه گرفت كه پسرش را در مدرسه دار الفنون بپذيرند . بعد بيرون آمده رفتم منزل آقا احمد آقاى امنيه بازديدش . پدرش [ در ] حسنآباد و اخويش شهريار بود . گفت پسفردا قلمههاى انار را مىآورم . مقارن غروب بيرون آمده منزل حاج صادق بانكى به ديدن و احوالپرسى رفته ؛ نبود . مغرب به خانه آقا ميرزا ابو القاسم رفته آقا ميرزا ماشاء الله ، آقا ميرزا اسماعيل ، آقا تقى آقا ، بعد هم آقا ميرزا صدر الدين آمده بليطها را كه احمد با ورقه دستورالعمل آورده بود تقسيم به آقايان شد كه پشتهاى آنها را هم به چهار تقسيم براى چهار هفته نوشته برسانند . تا ساعت سه مانده قرار شد فردا اول مغرب منزل آقا ميرزا صدر الدين براى بقيه بليطها كه از وزارت فوائد بايد بياورند برويم . بعد ساعت سه و نيممن و احمد خانه آمده شام آبگوشت خورده احمد خبر داد كه حاكم قزوين معروف است كه فرارا به طهران آمده ، يعنى از جهت ورود جنگلىها به قزوين . بعد خوابيدم . همراهى مصدق با اتحاد ملى يكشنبه 18 جمادى الثانى . - صبح حمام رفته ، بعد كه آمدم آقاى عين الممالك تشريف داشتند . تلگرافات اتحاد ملى بروجرد را به مصدق السلطنه داده بودند ، ايشان هم قبول معاونت ماليه معاون همايون را مطابق تقاضاى اتحاد ملى پذيرفته وعده كرده بود كه بودجه پانزده هزار تومان ماليه آنجا را كه به پنج هزار تومان تمام مىكند صورت او را هم معاون همايون بدهد كه به چه قسم جزء مىدهد و گفت كه فردا دو به غروب هم با عين الممالك بيايند اينجا . بعد ايشان رفته من هم بيرون آمده دكان آقا ميرزا عباسقلى رفته قدرى صحبت ، بعد [ به